سرم رو برمیگردونم سمت پنجره شاید بشه از اونجا چیزی برای چنگ زدن پیدا کرد

تنها چیزی که سرک میکشه تو اتاق خواب هوای ابریه

تنهام من هستم و من

پنجره رو باز می کنم تا شاید بشه  بهونه ای برای نگاه کردن به آسمون پیدا کرد

چقدر آسمون قشنگ شده مثل دخترای تازه عروس شده، سرخ آب پاشیده تو صورتش

همیشه حس می کنم یکی هست که وقتی حالم اینجوریه صدام می کنه

یکی که اون بیرونه

فکر کن! گفته بود اسمش بادِ

هر وقت گیر اون می افتم...

خیلی شیطونه...

دستمو محکمه میگیره می کشونه بیرون

می بره بالای بالای بالا

اول از همه بالای ابرا

میگه یک نفس بکش

 هوای اونجا سردِ

مثل روی زمین نیست

نفس که می کشی تا عمقِ وجودت یخ می زنه یهویی دستت رو می کشونه می بره

موهات تو آسمون می رقصند

هی بالا هی پایین

هر دفعه یک جای نامشخص

امروز کجاست !

باید ببینم منو کجا می بره

می ریم می ریم و می ریم

دور میشیم از این خاک غریب

خدای من چقدر قشنگه اینجا

بالای یک کوه روی لبه ی پرتگاه

منو آروم مینشونه روی لبه

اصلاً نمیشه حدس زد آخره این پرتگاه کجاست

نمی خواد آلان به این فکر کنم

ببین روبروتو

یک آسمون ابر به موازات چشمات

و یک آسمون، آسمونِ آبی بالای سرت

می تونی نوازش نسیم لابه لای موهات حس کنی

 دستام رو گذاشتم کنارم پاهامو تاب می دم چقدر آزادم من

چقدر آزاد

یک نفس عمیق می کشم خورشید داره غروب می کنه دامن طلاییش رو  پهن می کنه رو ابرا 

باد دورم می رقصه اینقدر می رقصه که مجبورم می کنه بخندم

خدای من اگه باد نبود کی منو می برد آخر دنیا

آروم می یاد کنارم میشینه اولین باره که آروم شده

شده مثل یک بچه باد یعنی همون نسیم خودمون

چشماش برق می زنه

دستم رو می زارم تو دستاش

وقتی دستمو می گیره حس می کنم هیچ چیزی نمی تونه ما رو از هم جدا کنه

خیلی لطیفه خیلی

آروم می بوسه منو می گه وقته رفتنه

محکم بغلش می کنم

ممنونم .ممنون

بریم من آماده ام

آروم دستمو می کشونه پشت پنجره

من هستم و من

پشت صفحه مانیتورم

تموم شد

کم بود ولی خوش گذشت

باید برم موهام رو خشک کنم وگرنه الانه که سرما بخورم

/ 2 نظر / 23 بازدید
مرد قبیله

سلام خوب هستین؟ معذرت می خوام از اینکه دیر بهتون سر زدم. فوق العاده زیبا نوشتین.لطافت و زندگی رو میشه از نوشته زیباتون درک کرد. موفق و موید باشین یا هو[گل]

صدای بی صدا

سلام بعد مدت ها اومدم اینجا امیدوارم به زودی آپدیت کنید