تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلوم شد
توبارون که رفتی دله باغچه پژمرد
تمام وجودم توی آینه خط خورد
آهنگ جدید سیاوش که منو تو خودم برد. مدتها بود منتظر یک چیزی بودم که منو ببره آخره دنیا.
این روزا دیگه نمیشه مثل اون روزا نوشت.نه وقتش هست نه حسش.
بزرگ شدیم دیگه. دست خودمون نیست.به قول همه سایمون سنگین شده.
اوووووووووو فکرش رو بکن کی فکر می کرد اینقدر...........
می دونی می خوام از چی بنویسم از اینکه چقدر تنهام.چقدر...
کاش اینجا بودی.پیش خودم انوقت نمی زاشتم تا ابد از پیشم بری.
اینقدر دلم برات تنگ شده. واسه صدات ، خنده هات و نفسهات
همیشه با خودم می گم روزی که اومدی............
مثل همیشه بنویس،پاک کن - بنویس، پاک کن و بنویس ، پاک کن
خیلی وقته نمیشه نوشت دیگه دستام نمی کشن برای نوشتن
یگانه لوس خونه باباش حالا تبدیل شده به یک خانومه با شخصیت که هم بیرون کار می کنه هم تو خونه
هم بیرون موفق هم تو خونه
عاشق زندگیشه
عاشق تنها دلیل زنده بودنش
دیگه از اون لوس بازی ها و قهر وآشتی ها خبری نیست
زندگیش شده مثله یک آسمون که گاهی وقتا ابریه گاهی وقتا آفتابی ولی خدا رو شکر که تو آسمونه
ولی هنوز یک چیزایی هست که گاهی وقتا می کشونش روی زمین
مثل بارون، تنها چیزی که منو بد می کشونه روی زمین
کارام خیلی زیاد شده خودم خواستم هنوز کمه باید خیلی خیلی موفق بشم ولی یک کمی احتیاج به استراحت دارم شاید بارون شایدم دریا ، راه برم رو ماسه ها، نسیم موج............
خیلی وقته چندتا صدف خریدم دنبال ماسه می گردم که بزارم روش توی یک ظرف کنار تختم که اگه من نرفتم دریا ، دریا بیاد پیشم.
مثل همیشه دوست ندارم بزرگ بشم ولی............
قول می دم به محض اینکه همه ی آهنگ رگبار سیاوش رو گوش کنم بیام آپدیت کنم.
این قولو به دلم می دم چون حس می کنم خیلی وقته بهش بی محلی می کنم، گاهی وقتا یادم می ره اونم هست.
کاش یک روزی یک جایی یک لحظه ای واسه همیشه بارون بباره.
مثل اون موقع ها
خدایا شکرت بابت همه بارونها
/ 0 نظر / 11 بازدید