گوش کن هنوزم می تونی صدای شرشر بارون رو بشنوی

هنوزم می تونی صدای خش خش برگا

صدای موجای دریا

صدای هوهوی باد

صدای رقصیدن شالی های برنج تو جشن نسیم

صدای آسمون

صدای بنفشه های تو باغچه

و صدای همه ی اون روزا رو بشنوی

هنوز میشه از لا به لای برگای درخت اقاقیا ماه رو دید

کاش می شد زمان می مرد اونوقت همه بنفشه ها رو از تو زندون خاک می کندم می زاشتمشون رو تاب

اونقدر تابشون می دادم تا برسند تو آسمون

اگه زمان می مرد اونوقت تمومی غصه های دنیا رو جمع می کردم می ریختمشون تو دریا

اگه زمان می مرد همه ی خوشبختی ها رو می بردم رو ابرا تا با بارون ببارند روی همه ی آدما

اگه زمان می مرد زمین رو آبی می کردم آسمون رو سفید تا آدما هیچ وقت از زمین خوردن خاکی نشن تا

پا می شدند می دیدند آبی اسمونی شدند

اگه زمان می مرد همه ی همه ی بادها رو جمع می کردم تا بشند طوفان اونوقت رهاشون می کردم تو

بیابون تا آدما جشن آزادی همه ی طوفان های دنیا رو ببینند

اگه زمان می مرد شاید تصمیم می گرفتم که زمان رو زنده کنم تا ...

شاید همه ی آدما دوست ندارند خوشبخت بشند یا دوست ندارند آزاد باشند یا ...

 

/ 1 نظر / 10 بازدید
حجره

دوست من سلام از شما برای ثبت وبلاگ زیباتون در سایت حجره دعوت می شود به امید موفقیت و پیروزی روز افزون شما www.hojreh.ws